مدیر بهره ور

 


آیا شما مدیر کارآمد و بهره وری هستید ؟ آیا میدانید مدیران بهره ور چه ویژگی هایی دارند ؟به ویژگی مدیران بهره ور که در پی می آیدتوجه کنید و هر کدام از این ویژگیها که در شما موجود م یباشد علامت بزنید این ویژگی ها چنین اند :

1 فرهنگ سازمانی ؛ فرهنگ ملی و فرهنگ جهانی را به خوبی میشناسد و برای رسیدن به توسعه فرهنگی با دانایی عمل میکند.

2 به تمام زوایای کار و محیط پیرامون خود نگاه سیستمی و شبک های دارد.

3 به نیازهای انسانی کارکنان توجه دارد و به ارزش های والای انسانی ارج می نهد.

4 کارکنان را به کاربرد طیف های گوناگون دانش ) خرد ؛ معرفت (تشویق می کند.

5 به هم افزایی) سینرژی( در فکر و عمل ؛ اعتقاد قلبی دارد.

6 زمینه های اصلاح نگرش ها مهارتها و افزایش دانش خود و کارکنانش را فراهم می آورد.

7 صلاحیت های حرفه ای و فنی دارد ) در خصوص حرفه خود ؛ شانه به شانه آخرین فنون حرکت می کند(

8 در پی اصلاحات است و می داند اصلاحات را از کجا آغاز و در کجا متوقف کند.

9 مستمراً در پی شکوفایی استعدادهای خود و کارکنانش است.

10 برای روشن ماندن موتور سازمانش ؛ همواره خود انگیخته و پرانگیزه عمل می کند و کارکنان را انگیزه مند میسازد.

۱۱ پیش قدم ؛ خود آغاز گر ؛ خود پیش برنده ؛ خود ناظر و خود ارزشیاب است و دیگران را نیز به این امر دعوت میکند.

12 رویارویی با مشکلات را دوست دارد و میخواهد قابلیت های خود و کارکنانش را در این زمینه ها بیازماید.

۱۳ هدف گرا ؛ فرایند گرا ؛ پیشرفت گرا و توفیق گراست.

۱4 چشم انداز مشارکتی دارد و افکارش را با کارکنان در میان می گذارد و از اندیشه های خوب آنان برای ارتقاء سازمان بهره می جوید.

15 موازنه های معقولی بین استعدادها و انتظارات ؛ قابلیت ها ؛ امکانات و ....... برقرار می کند.

۱۶ مدیریت اختلاف را به معنای واقعی می شناسد و برای مشاجرات از طریق مذاکره و تعامل عمل می کند.

17 کارها را به نحو اثر بخش واگذار می کند ( وظایف و مسئولیت ها و اختیارات مناسب را به طور صحیحی ؛ منطقی و به روشنی تعریف می کند).

۱۸ برای رفع ؛ تنگناها ؛ محدودیت ها ؛ خلاءها و نارسایی ها ؛ بی وقفه می کوشد و فرصت ها و تهدیدها را به خوبی می شناسد.

19 تدابیر پیشگرانه و تصحیح کننده را به خوبی تنظیم و اعمال می کند.

۲۰ پیوسته بر پیشرفت کارطراحی؛ برنامه های عملیاتی ؛ بودجه ها و هزینه ها نظارت دارد و به هدایت مستمر ؛ نظارت مستمر

وارزشیابی مستمر کلیه امور می پردازد.

21 نوآوری و خلاقیت را در تمام سطوح کارکنان تشخیص می دهد و زمینه های پرورش و گسترش این خلاقیت ها را فراهم می آورد.

22 بحران ها را می شناسد و در اوقات بحرانی ؛ با شاخص ها و پیچیدگی های معلوم و نامعلوم ؛ با قاطعیت و مهارت برخورد می کند.

۲۳ در برنامه ریزی های راهبردی سازمان ؛ کارگروهی و بازخورد گرفتن از بدنه را یک اصل می داند.

۲۴ به فن آوری ارتباطات و توسعه معقول و متناسب آن در سازمان معتقد است.

فکرتان را روی کاغذ بیاورید

 

يکي از روشهايي که قدرت حل مشکلات را در شما تقويت مي کند و خلاقيتتان را ظاهر مي سازد، فکر کردن روي کاغذ است.چند دقيقه اي را صرف کنيد و از خودتان بپرسيد:« دقيقا مشکلم چيست؟» سپس پاسخ را با تمامي جزئيات آن روي کاغذ بنويسيد.

سپس سوال کنيد:« ديگر چه مشکلي دارم؟» مراقب مسائلي باشيد که تنها به يک شکل تعريف مي شوند. بدترين کاري که ممکن است انجام بدهيد، حل مشکل اشتباهي است. هر قدر بتوانيد مشکل را به شکل هاي مختلف تعريف کنيد، امکان يافتن راه حل مناسب بيشتر خواهد بود.

مشکلات و مبارزات و يا عواملي را که شما را عقب مي کشند، روي کاغذ بياوريد. همان طور که در علم پزشکي گفته شده است،« تشخيص درست نيمي از درمان است.»

گه گاه، زماني که شروع به تعريف مشکلي مي کنيد، عملا آن را به صورت "مشکلي خوشه اي" مي يابيد؛ مشکل بزرگي که با مشکلات کوچک محاصره شده است. بسياري از مشکلاتي که با آن ها روبه رو مي شويد، مرکب از چندين مشکل کوچک ترند. اغلب در موقعيت هاي دشوار، يک مشکل بزرگ وجود دارد که بايد حل شود، قبل از آنکه مشکلات کوچک تر راه حلي بيابند.

بهترين روش براي چنين موقعيتي ، تعيين مشکل اصلي و سپس تک تک مشکلات فرعي است. گه گاه حل بخشي از يک مشکل، به حل تمامي  مشکل منتهي مي شود.

کمک خواستن

 

{روابط خاک حاصلخيزي ست که تمامي
 پيشرفت ها و موفقيتهاي زنـدگي از آنها
 مي رويد و رشد مي کند.}

روزي پسر کوچولويي مي خواست يک سنگ بزرگ را جابه جا کند؛ اما هرچه مي کوشيد حتّي نمي توانست کوچک ترين حرکتي هم به آن بدهد.
پدرش که از کنارش مي گذشت، لحظه اي به تماشاي تقلّاي بي حاصل او ايستاد.سپس رو به او کرد و گفت:« ببين پسرم، از همه ي توان خود استفاده مي کني يا نه؟»
پسرک با اوقات تلخي گفت:« آره پدر، استفاده مي کنم.»
پدر آرام و خونسر گفت:« نه، استفاده نمي کني. تو هنوز از من نخواسته اي که کمکت کنم

قیمت زندگی

 

مردي که از راه رباخواري ثروتمند شده، و 300 هزار دينار جمع  کرده بود تصميم گرفت ديگر سختي و رنج نکشد و باقي عمرش را با خوشي و شادماني زندگي کند، اما در همان موقع عزرائيل از راه سر رسيد تا جان او را بگيرد. دنيا پيش چشم مرد رباخوار تيره و تار شد. زاري کنان به عزرائيل گفت عمري زحمت کشيده ام و حال که وقت استفاده از دسترنجم شده، آمده اي جانم را بگيري؟ آيا سزاوار است که اين موقع بميرم؟ اما عزرائيل توجهي به حرف هايش نکرد و خواست تا جانش را بگيرد.
مرد که عزرائيل را مصمم ديد گفت: حالا که اينطور است اين 100 هزار دينار را بگير و سه روز به من مهلت بده و بعد از سه روز بيا و جانم را بگير!

عزرائيل قبول نکرد، مرد گفت: « 200 هزار دينار به تو مي دهم و دو روز به من مهلت بده!» عزرائيل قبول نکرد. مرد گفت:« همه دارايي ام...(300 هزار دينار) را به تو مي دهم فقط يک روز به من مهلت بده تا زنده بمانم».

بي فايده بود چون عزرائيل هيچ پيشنهادي را قبول نمي کرد، سرانجام مرد گفت:« پس به من اندازه اي مهلت بده که بتوانم جمله اي بنويسم براي آيندگان بگذارم». عزرائيل به اندازه نوشتن يک جمله به او مهلت داد.

مرد قلم برداشت و نوشت:« اي مردم من مي خواستم يک روز عمرم را 300 هزار دينار بخرم و به من نفروختند.پس شما قدر عمرتان را بدانيد، چون عمر خريدني و فروختني نيست».